مرتضى مطهرى

27

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

4 . مسائلى كه حتى نام و عنوانش تازه و بى سابقه است و در دوره‌هاى قبل از اسلام به هيچ شكل مطرح نبوده است و منحصراً در جهان اسلام طرح شده است . آنچه تا اينجا گفتيم مربوط است به « مسائل » فلسفه و در حقيقت به موادى كه فلسفه از آنها تشكيل مىشود . علاوه بر تغيير مواد ، يك سلسله تغييرات در شكل و صورت و نظم مطالب صورت گرفته است . اگر مابعدالطبيعه ارسطو را - كه ترجمه‌اش در دست است - در نظر بگيريم و با كتب متأخرين فلاسفهء اسلامى از نظر نظم و تربيت مطالب مقايسه كنيم شباهت كمى ميان آنها مىبينيم . علاوه بر اينها ، برخى مسائل در دوره‌هاى قبل جزء منطق يا طبيعيات شمرده شده و در منطق يا طبيعيات از آنها ياد مىشده است اما در دورهء اسلامى تدريجاً جا عوض كرده و در رديف مسائل فلسفهء اولى قرار گرفته است از آن رو كه آنها را در قلمرو فلسفهء اولى دانسته‌اند يعنى از احكام و عوارض « موجود بما هو موجود » دانسته‌اند نه از معقولات ثانيهء منطقى و نه از عوارض جسم طبيعى . مثلًا « مقولات » را ارسطو در منطق آورده است . ابن سينا نيز به تبع ارسطو مقولات را در « منطق شفا » و « منطق نجات » آورده است . اما تدريجاً فلاسفه مقولات را جزء فلسفهء اولى دانسته‌اند و در رديف مسائل فلسفى قرار داده‌اند . همچنين مباحث « حركت » را ارسطو و ابن سينا در طبيعيات آورده‌اند به حكم اينكه حركت از عوارض جسم طبيعى است ، ولى صدرالمتألهين به حكم اينكه حركت را منحصر به عوارض جسم نمىداند و به حركت جوهريه نيز قائل است و عليهذا حركت حقيقتى است كه مىتواند « مقوّم » وجود جسم باشد [ نتيجه گرفت كه ] حركت صرفاً از عوارض جسم نيست تا در قلمرو طبيعيات قرار گيرد . صدرالمتألهين ثابت كرد كه حركت از اقسام اوليهء « موجود بما هو موجود » است نه از اقسام ثانويهء آن ؛ يعنى انقسام موجود به متغير و ثابت از قبيل انقسام موجود به واجب و ممكن و به حادث و قديم است ، نه از قبيل انقسام موجود به سفيد و سياه و يا به ريز و درشت و امثال اينها . عليهذا تحقيق دربارهء حركت بايد در فلسفهء اولى صورت گيرد نه در طبيعيات ؛ از اين رو مباحث حركت را ضمن مباحث امور عامّهء اسفار ذكر كرد . مباحث « نفس » نيز در فلسفهء ارسطو و فلسفهء ابن سينا جزء طبيعيات است . ولى نظر به اينكه - چنان كه بوعلى در اوايل « الهيات شفا » و صدرالمتألهين در تعليقات بر « الهيات شفا » ثابت كرده‌اند - برخى مسائل دو وجهه دارد ، از يك وجهه داخل در طبيعيات است و از وجههء ديگر جزء فلسفهء اولى ، صدرالمتألهين به اعتبار وجههء دوم ،